پیرامونِ یک تاریخ..

استادی عزیز دارم که همیشه علی حاتمی را مثال میزند برای توصیفِ تفاوتی که بین تاریخنگاری و داستاننویسی وجود دارد. برساختنِ حادثههای تاریخی و درآوردنشان به شکل قصه. مثلا میگوید علی حاتمی تاریخنگار نیست و داستانِ خودش را نوشته از فلان حادثه یا رویداد. این نگاه ، کم و بیش سبب شده حتا به آثاری که میدانم برگرفته از حادثهای واقعی هستند، داستانی نگاه کنم. خوب یا بدش را نمیدانم اما این سالها که تاریخ ایران را بیشتر خواندهام و بیشتر پای حرفها و روایتهای دیگران نشستهام، پی بردهام که ما در ایران با تاریخنگاری به عنوان یک علم کمتر برخورد کردهایم و بیشترِ مواقع تخیل یا ساختهی ذهن خودمان را هم وارد ماجرا کردیم. به نظر میرسد انگشتشمارند تاریخنگارانی که در ایران، به شکلی علمی، به نقل و روایتِ تاریخ مشغول بودهاند و مرزِ داستان و تاریخ در نوشتههایشان جدی و جداست. حتا خود ما، در این چند سال که به لطفِ گستردگیِ فضای وبِ دو، علاوه بر خوانندهبودن به مفهومِ مطلق، به تولید محتوا هم گهگدار مشغول بودیم و یا با نظرهایمان با نوشتهی دوستانمان ارتباط داشتهایم، بخشی از حادثههای پیرامونمان را با تخیل و قدرتِ ذهن شاخ و برگ اضافه دادهایم یا به دلخواه تصویرسازیِ دیگری داشتهایم.
این مقدمه برای رسیدن به این بود که اگر به فیلمی که صفتِ تاریخی را یدک میکشد، برچسبِ «روایتگرِ عین به عینِ تاریخ» ندهیم، نه عجیب است و نه نادرست. به نظرم یک اثر هنری را میشود جدا از این صفتها نگاه کرد.
«آرگو» یک حادثهی تاریخی را گرفته و داستانِ خودش را از دلِ آن برساخته..اینکه چرا عدهای انقدر از نادرست بودنِ ماجرای تاریخیِ تصویرشدهاش برآشفته و خشمگین میشوند، شاید به این دلیل باشد که گمان میکنند وقتی بخشی از فیلم واقعیست و بخشی ساختگی، انگار که فیلم آنها را به اشتباه انداخته و چنین حقی را برای اثر قائل نیستند. البته که میتوانند چنین نظری داشته باشند اما فکر میکنم، مرزِ مشخصی میان برساختن و آوردنِ تصویرهای واقعی، در یک اثر هنری وجود ندارد..
پ.ن : اینکه «آرگو»، چقدر تاریخ را به درستی تصویر کرده، و اینکه اصلا چقدر فیلمِ خوب یا متوسطیست، جدا از بحثِ من است.
این مقدمه برای رسیدن به این بود که اگر به فیلمی که صفتِ تاریخی را یدک میکشد، برچسبِ «روایتگرِ عین به عینِ تاریخ» ندهیم، نه عجیب است و نه نادرست. به نظرم یک اثر هنری را میشود جدا از این صفتها نگاه کرد.
«آرگو» یک حادثهی تاریخی را گرفته و داستانِ خودش را از دلِ آن برساخته..اینکه چرا عدهای انقدر از نادرست بودنِ ماجرای تاریخیِ تصویرشدهاش برآشفته و خشمگین میشوند، شاید به این دلیل باشد که گمان میکنند وقتی بخشی از فیلم واقعیست و بخشی ساختگی، انگار که فیلم آنها را به اشتباه انداخته و چنین حقی را برای اثر قائل نیستند. البته که میتوانند چنین نظری داشته باشند اما فکر میکنم، مرزِ مشخصی میان برساختن و آوردنِ تصویرهای واقعی، در یک اثر هنری وجود ندارد..
پ.ن : اینکه «آرگو»، چقدر تاریخ را به درستی تصویر کرده، و اینکه اصلا چقدر فیلمِ خوب یا متوسطیست، جدا از بحثِ من است.
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 0:39 توسط الناز بهنام
|
از من ایشان را هزاران یاد باد :