تبليغاتX
مونالیزا - یک بار برای همیشه!
 
مونالیزا
 
 
کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و یاس/ روزگارِ غریبی ست، نازنین
 
سوار باد می آید از اوج درختها و کوه ها

به هیچ تلاطمی شباهت ندارد

آتشی در دست ندارد

صندوقی به دستم می دهد که لبریز است از گیجی مستی

پلکهای رنگ پریده ام را لحظه ای روی هم می گذارم

چیزی از حجم حضورم کم می شود

چشمانم را باز می کنم

رفته است بی آنکه حزنی یا هیاهویی باقی بماند....

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 16:2  توسط الناز  | 
 
  بالا