|
مونالیزا
|
||
|
و روز از آخرین نفس شب پر انتظار آغاز می شود |
این کیست این کسی که روی جاده ی ابدیت
بسوی لحظه ی توحید می رود
و ساعت همیشگیش را
با منطق ریاضی تفریق ها و تفرقه ها کوک می کند.
این کیست این کسی که بانگ خروسان را
آغاز قلب روز نمی داند
آغاز بوی ناشتایی می داند
این کیست این کسی که تاج عشق به سر دارد
و در میان جامه های عروسی پوسیده ست.
فروغ فرخزاد
|
|