|
مونالیزا
|
||
|
و روز از آخرین نفس شب پر انتظار آغاز می شود |
مهربانم سلام
دوستت دارم.همیشه دوستت خواهم داشت.دلم برایت تنگ شده.خیلی.خیلی دلم برایت تنگ شده.
گاهی که دلم هوایت را می کند...صورت مهربانت را تجسم می کنم و دلم از بغض و درد پر می شود..دیگر نه تلفن مرا به صدایت می رساند...نه طی مسافت..دستانت را در دستم می گذارد..دیگر هیچ راهی ندارم..برای دیدنت..برای شنیدنت..
تنها حقیقتی که آدم نه می تواند..در برابرش بایستد و نه می تواند در برابرش بجنگد..و چاره ای جز قبول کردن ندارد...مرگ است.
روحت شاد مادربزرگ نازنین من..که نبودنت را با تمام وجودم حس می کنم....
|
|