تبليغاتX
مونالیزا
 
مونالیزا
 
 
کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و یاس/ روزگارِ غریبی ست، نازنین
 
چه تجربه ای ...عجیب...

چه روزهایی را گذرانده ام...همه چیز زندگی ام ..شکل زندگی ام در حال تغییر است ..جدال سختی را این روزها پشت سر می گذرانم.گاهی سعی می کنم چیزی را در درونم بزرگ کنم..تقویت کنم تا با چیزی که پیرامونم در حال تغییر است مبارزه کند...گاهی زور می زنم..تا در برابر زندگی جدیدم قد علم کنم...

گاهی حتی احساس نا امیدی شدیدی می کنم..با خودم فکر می کنم" نکند..زمان کم بیاورم" " نکند ..دیگر فرصت انجام یک کارهایی را برای همیشه از دست داده باشم..."

خانه جدیدم ..دیگر کاملا شبیه خانه شده..دیگر جای وسایل را یاد گرفتم..یاد گرفتم چه وقت همه چیز را مرتب کنم..چه وقت چای درست کنم....کی بخوانم...کی فیلم ببینم....کی میوه بخورم..چه وقت شام درست کنم....کی....

و دوست دارم ...زودتر ..زمان خیلی چیزهای دیگر را هم یاد بگیرم....زمان حرف زدن ..و شنیدن..زمان برخورد...زمان فرو کش کردن خشم......

زمان احیا کردن چیزهایی که دلم برایشان تنگ شده....

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت 14:33  توسط الناز  | 
 
  بالا